تبليغاتX
خرابه ی دل من
هرلحظه به شکلی بت عیار درآمد . . . دل برد و نهان شد .
 

زندگی می گوید :

   اما باید زیست

                      باید زیست

                                    باید زیست  . . .

                                                          

                                                           اخوان ثالث

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 4:15  توسط الف - حسین پور   | 

گفت كه تو مست نئي رو كه از اين دست نئي                       رفتم و سرمست شدم وزطرب آكنده شدم
 
اين نفــس جان دامنــم برتافته است
 
 
بوي پيـــراها ن يوســـف يافــته است
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 23:44  توسط الف - حسین پور   | 

 

همه عمر برندارم سر از اين خمار مستي

 

 

كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 1:6  توسط الف - حسین پور   | 

 

چه زيبايي و مهربان  كه در پنهان ترين و نهان ترين و دست نيافتني ترين جايي و از همه دوست داشتني تري ! ترا بايد كه شعرها سرود و ترانه ها ساخت ! ترا بايد كه قصه هاگفت ! ترا بايد كه از بام تا شام از بلنداي آسمان تا همين زمين زيرين به جستجويي شيرين نشست ! و ترا بايد كه انتظار كشيد . با هيچ فلسفه و فقه و اصولي كاري ندارم صادقانه و صميمانه و بي ريا دوستت دارم . خواهي قبول كن خواهي نكن ! اين بنده ي گستاخ پررو كسي جز تو را نمي خواهد و نمي شناسد !سبحان الله والحمد لله ولااله الاالله و الله اكبر . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 0:8  توسط الف - حسین پور   | 

سلام

حال همه ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه خیالی دو

که به آن پریشانی بی سبب می گویند

با این همه عمری اگر باقی بود

طوری ازکنارباغچه ی زندگی می گذرم

که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی درمان . . .

+ نوشته شده در  جمعه 9 مرداد1388ساعت 22:32  توسط الف - حسین پور   | 

و قلم توتم من است

 وقلم توتم ماست . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 16:5  توسط الف - حسین پور   | 

من اناری می کنم دانه

به دل می گویم

خوب بود این مردم

دانه های دلشان پیدا بود . . . !

سهراب

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 13:9  توسط الف - حسین پور   | 

آه ای یقین گم شده ای ماهی گریز

از برکه های آینه لغزیده تو به تو !

من آبگیر صافی ام اینک ! به سحر عشق

از برکه های آینه راهی به من بجو ! . . .

آه ای یقین یافته بازت نمی نهم !

شاملو

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 22:54  توسط الف - حسین پور   | 

آینه ام را در برابر آینه ات می گذارم

تا از

تو

ابدیتی بسازم !!!

شاملو

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 23:15  توسط الف - حسین پور   | 

وقتي كه شانه هايم

درزير بار حادثه مي خواست بشكند

يك لحظه

از خيال پريشان من گذشت :

برشانه هاي تو . . . !

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 19:11  توسط الف - حسین پور   | 

ترا من چشم در راهم

شباهنگام

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

ترا من چشم در راهم . . .

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 16:59  توسط الف - حسین پور   | 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد !

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود از حافظه ی برکه زدود ؟!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 16:22  توسط الف - حسین پور   | 

نه به آب

نه به ابر

نه به  باد

نه به این آبی آرام و بلند

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم . . .

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم

به تو می اندیشم  . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 20:23  توسط الف - حسین پور   | 

 

ز کوی یار می آید نسیم باد

نوروزی . . .

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 1:57  توسط الف - حسین پور   | 

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

دورها آوایی است . . .

که مرا می خواند  !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 0:33  توسط الف - حسین پور   | 

ای عشق شکسته ایم مشکن ما را

این گونه به  خاک ره  میفکن ما  را

 

ما در  تو به  چشم دوستی  می نگریم

ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1387ساعت 12:24  توسط الف - حسین پور   | 

ترا در بوستان باید که پیش سرو

 بنشینی

 

 

و گرنه باغبان گوید که دیگر سرو

ننشانم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 15:50  توسط الف - حسین پور   | 

صدایی طنین انداز شده
که گوشم را می نوازد
صدایی از جنس رسیدن
از جنس امدن
شاید صدای پای آشنای تو باشد
که به سویم می آیی
گام هایت را پر شتاب پیمانه کن
وقت تنگ است
و من مسافر

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 21:8  توسط الف - حسین پور   | 

من چه بنویسم

که  آن را تفسیری نباشد و تحلیلی به ذهن نیاید ؟

سکوت . . . سکوت . . . سکوت . . .

و می دانم  . . .

که سکوت خود بیشترین تفسیرها و تحلیل ها را دارد !!!

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 2:13  توسط الف - حسین پور   | 

 

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

واژه را باید شست !

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 20:21  توسط الف - حسین پور   | 

هر كس زاده شده است

كه بدنبال گمشده اي بگردد

كه هيچ گاه او را نخواهد يافت !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 23:46  توسط الف - حسین پور   | 

 

ایمان بیاوریم

به آغاز فصل سرد!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 22:58  توسط الف - حسین پور   | 

جا مانده است

چیزی جایی

که هیچ گاه دیگر

هیچ چیز

جایش را پر نخواهد کرد !

                                               " زنده یاد حسین پناهی "

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 2:39  توسط الف - حسین پور   | 

کاش به زمانی باز می گشتم

که تنها غصه ی زندگی ام  شکستن نوک مدادم بود !!!

+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 20:52  توسط الف - حسین پور   | 

سهم من . . .

گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست . . . !!!

+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 20:50  توسط الف - حسین پور   | 

 

انتظار خبري نيست مرا . . .

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 1:5  توسط الف - حسین پور   | 

من اينجا بس دلم تنگ است

و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است

بيا ره توشه برداريم

قدم در راه بي برگشت بگذاريم

ببينيم آسمان هركجا آيا همين رنگ است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 23:46  توسط الف - حسین پور   | 

امروز صبح در اداره بودم که ناگاه راديو يكي از زيباترين آهنگهاي استادشجريان را پخش  كرد و من غرق در آن شدم كه چون به اينجا رسيد ديگر همه چيز را فراموش كردم و دانستم كه امروزم ديگر بايد قيد اداره را بزنم مرخصي نوشتم و آمدم بيرون و يك راست رفتم كتابخانه عمومي شهر و تا ظهر مشغول كتابخواني و . . .

آهنگ اين بود و لابد همه بارها شنيده ايد :

گر عارف حق بيني چشم از همه بر هم زن . . .

اما آن قسمت كه مرا امروز تعطيل كرد اين بود :

. . . چون دل به يكي دادي . . . آتش به دو عالم زن !!!‌ . . .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 21:41  توسط الف - حسین پور   | 

 

ما اختیار خود را تسلیم عشق کردیم . . .

این را استاد بزگوارم منوچهر با خط زیبایش برایم  نوشته بود قاب کرده و در اتاقم نصب کرده ام تا یادم نرود اختیارم دست کیست ؟!!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 20:16  توسط الف - حسین پور   | 

پرده را بردايم

بگذاريم كه احساس هوايي بخورد . . .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 22:6  توسط الف - حسین پور   |